و من مینویسم از تو و برای تو که مدتهاست در واگویه کردن حرفهایم با تو درمانده ام نمیدانم چه بگویم که هر چه میگویم تو نمی شنوی راه خودت را می پیمایی...میگویی همه چیز تغییرکرده .امیدوارم...امیدوارم و من همیشه بر سجده ام دست به دعا برای تو خواهم بود . با آن که شاید چند ماهی بیشتر از تو بزرگتر نباشم اما همیشه نسبت به تو احساس مسئولیت میکنم باشد تا تو  نه! خدا...بداند!

-------------------------------------------------------------------------------------------------------

ای نوبهار عاشقان داری خبر از یار م
ای بادهای خوش نفس عشاق را فریادرس
ای فتنه روم و حبش حیران شدم کاین بوی خوش
ای جویبار راستی از جوی یار ماستی
ای قیل و ای قال تو خوش و ای جمله اشکال تو خوش
ای از تو آبستن چمن و ای از تو خندان باغ ها
ای پاکتر از جان و جا آخر کجا بودی کجا
پیراهن یوسف بود یا خود روان مصطفی
بر سینه ها سیناستی بر جان هایی جان فزا
ماه تو خوش سال تو خوش ای سال و مه چاکر تو را

-----------------------------------------------------------------------------------------------------------

کجا برم به کی بگویم غمم را

 

کـی داره راه حل مشکلم را