میخواهم ......... درانتظاربه تورسیدن
مي خواهم در انتظار به تو رسيدن غرق شوم دلم براي تو كه يادت آرامش بخش قلبم است دلم براي تو كه چراغ چشمانم از تو نور مي گيرددلم براي تو كه نگاهم كني براي تو كه صدايم كني دلم براي تو كه يادت تان را ه رفتن را به من ميدهد
دلم براي تو كه قدرت اينرا ندارم كه بيام و برایت بگویم دوستت دارم
هر كسي عاشق نيست اين را درك نمي كند
و خواهش مي كنم اينرا نخواند![]()
![]()
سلام خوب هستيد؟ فهميدم كه خيلي گل هستي . من در اين دنيا به يك نفر احتياج داشتم كه به حرف هایم گوش كنه يك نفر دركم كنه و تصميم داشتم كه ديگه ننويسم و غمهایم را در دلم پنهان كنم تا يكجا لبريز باشه ، اما با ديدن اين همه نجيبي شما با اميدي صد برابر بيشتر از قبل به نوشتن ادامه ي شب كه مي شود دلم ديگه مي گيره احساس دلتنگي ام باز شروع مي شود . شروع ميكنم بر حرف زدن با خودم .
ستاره ها به آسمان مي گويد ،آسمان اي كاش من هم مي توانستم باعث بر خورد دو ابر شوم و اي كاش مي توانستم باران را جاري كنم.
در اين افكار بودم كه ياد تو افتادم و شروع كردم با تو حرف زدن گفتم اي آسمان عشقم بيا و چشمه ساري از عشق را بر من جاري كن تا مست بوي تو شوم ديگه خسته شدم از انتظارهاي پي در پي از خنده هاي تلخ كه شايد همان گريه بهش گفت خسته ام از بس فرياد هايم را در درونم پنهان كردم و هيچ نگفتم خسته ام از بس برايت نوشتم و آنها را سوزاندم ديگر خودم دارم از غم دوري توي سوزم و مانند خاكستر اين كاغذ ها مي شوم خسته ام از بس در اين قفس تنهايي ماندم خسته ام از همه چيز؟پس كي مي آيي پاسخ اين التماسها را بدهي.
موقع هايي كه خسته ام يادتو خاطرات توست كه جاني دوباره به من مي بخشد.
درسته كه در كنارم نيستي اما در قلبم هستي درسته در كنارم نيستي اما تو در جايي جاودان حك كرده ام تو را بر روي قلبي شكسته و دلي خون آلود نوشتم هميشه در بين اين سياهي باز هم به اميد آن نقطه ي سفيد باقي مانده ام كه بيايي و با پاك كني از عشق همه آنها را پاك كني از تو مي خواهم كه بيايي و مرا ببخشي و اين سياهي ها را با پاك كن پاك كنيو از همه مهم تر بيايي تا بگم
* دوستت دارم *
مهربانم به من بگو از آن بگو كه توان گفتنش با ديگران را ندارم با من بخند با من گريه كن تمام زيبايي هاي زندگي را با من شريك باش و در كنار من با تمام زشتيها ستيز كن براي رسيدن به آرزوهايم ياري ام كن و مرا تنها نذار همراه با آهنگ عشقمان با من برقص بيا در سراسر زندگي در كنار يگديگر گام بر داريم بيا تا ابد در هر قدم از اين سفر يكديگر را عاشقانه در آغوش بگيريم......
شاعر نيستم ولي آنكه نوشته هاي به شكل شعر در اول متن دل نوشته خودم بود *اون نوشته هايي بالا يي هم شعر نبود دنبال رديف و قافيه اش نگرديد. ديوونه ها خودشونه اسير رديف و قافيه نمي كنن.
اگر دنبال آدرسش هستي(( هفت شهر آن ور تر ( همان هفت خان ) خيابان هفتم* كوچه هفتم*در هفتم*نه ببخشيد آسمان هفتم كنار دريا* كنار هفت ماهي *اينم به خاطر علا قه اي كه عدد هفت دارم. گفتم تو را مي خواهمت برمن نگاهي كرد و رفت گفتم به تو دل بسته ام بر من يكي خنديد و رفت
گفتم چرا پروانه اي با ميله اي گفتار بست![]()




