..:: سنگ قبرم ::..
بود بر شاخه هایم آخرین برگ
تو پنداری که شب چشمم به خواب است
ندانی این جزیره غرق آبست
به حال گریه می خوانم خدا را
به حال دوست می جویم شما را
زبس دل سوی مردم کرده ام من
در این دنیا تو را گم کرده ام من
مرا در عاشقی بی تاب کردی
کجا هستی دلم را آب کردی
نه اکنون بلکه عمری، روزگاریست
که پیش روی ما غمگین حصاریست
بود روز تو برای ما شب تار
صدایت می رسد از پشت دیوار
کلام نازنینت مهر جوش است
صدایت در لطافت چون سروش است
بدا ، روز و شب ما هم یکی نیست
شب ما بهر تو همگام روز است
به وقت صبح تو ما را شب آید
در آن هنگامه جانم بر لب آید
کویرم من، تو گلشن باش ای یار
به تاریکی تو روشن بــاش ای یار
![]()
پنج وارونه چه معنادارد ؟برادركوچكم اين راپرسيد♥
من به او خنديدم♥ كمي آزرده و حيرت زده گفت♥ روي ديوار و درختان ديدم♥
بازهم خنديدم♥ گفت ديروز خودم ديدم♥ مهران پسر همسايه پنج وارونه به مينو ميداد♥ آنقدر خنده برم داشت كه طفلك ترسيد♥
بغلش كردم و بوسيدم و با خود گفتم♥ بعدها وقتي غم♥ سقف كوتاه دلت را خم كرد♥ بي گمان مي فهمي♥ پنج وارونه چه معنا دارد ؟
![]()
لـــعنـــت بــــــــر ایــــن ســـرنــــــوشـــــت
میخوام امروز بنویسم........
از دلتنگی ها....
از نامردی ها....
از بی لطفی ها ....
از روزهای خوبی که چه زود گذشت و رفت....
دوستای گلم سلام
دوستای عزیزی که بهترین بودید اما دیگه نیستید ...
یعنی بهتره بگم دیگه پیشم نیستید
این چند روز بدترین روزهای عمرم بود ..
شاید مرگ یه عزیز اینطوری نمیتونست شادی رو از من بگیره
اما دوری شما داغونم کرده ... دوریتون ...
فکر اینکه دیگه پیش هم نیستیم ...
دیگه قرار نیست روزهای خوبی با هم داشته باشیم
دارم دیوونه میشم ...
اما چاره ای هم ندارم . واقعا رسیدم به ته بن بست .
بن بستی که شاید تنها خودم مقصر نبودم .
شایدم....
نمیدونم کی یا چی مقصره
اما اینو میدونم که تنها مقصر خودم نبودم ....
بیخیال دیگه دنبال مقصر گشتن دردی از من دوا نمیکنه
باید خودمو بسپارم دست سرنوشت لعنتی...
تا حالا خیلی تلاش کردم واسه شکست دادن سرنوشت
از این به بعد هم تلاش خودمو میکنم
اما فک کنم دیگه فایده ای نداشته باشه
هر چند نا امیدم اما بازم سعی خودمو میکنم....
امیدوارم منو ببخشید
به خاطر....
بی مهری ها....
روزهایی که ناراحت بودم وناراحتتون کردم...
از اینکه ناچارم ترکتون کنم....
از اینکه مجبورم کردن از پیشتون برم....
خیلی دوست داشتم این روزهای خوب هنوزم ادامه داشت ...
اما...
فعلا باید به ساز روزگار نامرد رقصید
شاید خدای نامرد کمکمون کرد....
دوستای عزیز دوستتون دارم
خیلی خیلی خیلی زیاد
به رفاقتمون قسم ...
فراموشم نکنید....
تقدیم به ان دو که به رسم جاده ها دورند اما به رسم دل با انها هیچ فاصله ای نیست...
دوســــــــــتتــــــــــــــــــــــون دارم
در استانه کوچه زندگی دفتر تقدیرم را نظاره میکنم
که دستان قدرتمند سرنوشت ان را ورق میزند
ونوشته هایش را با فلم قسمت تغییر میدهد
ارزوی این را داشتم که روزی بتوانم بوته های قسمت را
از ریشه بخشکانم
تا هیچ وقت نتواند دفترم را با دستان بی مهرش ورق بزند
وانان را که دوستشان دارم هیچ گاه با تکرار واژه قسمت
از من نگیرد....